حس خوبیه
هوا دیگه رو به سرد شدنه
تو دفتر نشستم و لامپ های هالوژن فضای دلپذیری رو فراهم کرده
نور ملایم و لطیف زرد و سپید
بیرون هوا باورنکردنیه
کاملاً ابری و تیره و تار
دیگه داره سرد می شه
نم نم بسیار ریز بارون
کتاب آلمانیم هم جلوم بازه و دارم مبحث مورد علاقه ام یعنی ادبیات رو می خونم
یه لیوان شیر داغ هم فضای خاصی رو به داستان داده
پس از مدت های طولانی حالتی رو که سال های سال پیش تجربه کرده بودم بازیافتم
.
.
.
چشمانم رو بستم و جرعه ای از شیر داغ رو نوشیدم
از لای پنجره سوز دلچسبی میاد و من رو سوار بر خودش به کوهستان های آلپ می بره
موسیقی موتزارت هم همراهی می کنه
خوشحالم
خوشحالم از اینکه احساسات گذشته داره دوباره بر می گرده
این نشونه خوبیه
نشونه پشت سر گذاشتن دوره کوتاه مدت خفقانه
دوستش دارم
این حس رو
این خلوت رو

